
بتاریخ 28 جنوری همزمان با برگزاری کنفرانس لندن در بارۀ افغا نستان تعدادی کثیری ازسازمانها ، انجمن ها، روشنگران و شخصیتهای مستقل مقیم بریتانیا با راه اندازی تظاهرات مسالمت آمیز در برابر مقر کنفرانس لندن انزجار عمیق خویش را در باب معامله با حزب اسلامی و طالبان جنایتکار اعلام نمودند.
اشتراک کننده گان مظاهره از طیف های مختلف قومی گرد هم آمده بودند. آنها جنایات ،نسل کشی، تبعیض قومی و تخریب آثار تاریخی و باستانی را در دوران رژیم طالبان بر شمرده و هر گونه معامله با آنها را خیانت ملی دانسته واز جامعه جهانی و اشتراک کننده گان کنفرانس لندن تقاضا نمودند تا عدالت اجتماعی و دموکراسی نوپا را در افغانستان قربانی سیاست های غیر ملی وغیر مردمی دولت قومی آقای کرزی نسازند.
همچنان تظاهر کننده گان دولت کرزی را متهم به قوم گرایی، فساد اداری، نقض قانون اساسی،تقلب در انتخابات نموده و اذهان نمودند که رژیم کرزی با در نظرداشت کابینۀ قومی خویش نمیتواند از تنوع قومی در افغانستان نماینده گی کند. ضمنآ اشتراک کننده گان تدویر لویه جرگه را با موجودیت قوۀ مقننه ( مجلس نماینده گان) غیر قانونی دانسته اعلام نمودند که این عمل یک عقب گرد به سنت های قبیلوی یک اقلیت خاص در کشور است و نمیتواند به مشکلات اکثریت مردم افغانستان که خواهان تمدن و ساختار های قانونی هستند پاسخ مثبت دهد.
مظاهره که از ساعت 7:30 صبح به وقت لندن آغاز یافته بود با صدور قطعنامۀ به تدویر کننده گان کنفرانس به ساعت 11:00 پایان یافت.
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در یازدهم بهمن 1388 ساعت 20 موضوع مقالات انتقادی | لینک ثابت

است، مي توانند بشكنند اما امروز ديگر محال است، كسي جرات كند و قادر باشد كه ملت ايران را تهديد كند.
احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه انقلاب و دستاوردهاي آن متعلق به ملت است و رهبري انقلاب اسلامي از عمق ملت و براي ملت و متعلق به ملت ايران است، تصريح كرد: انقلاب اسلامي به هيچ گروه و فردي بدهكار نيست و يك ملت بزرگ با رهبري الهي بار انقلاب را به دوش كشيده اند و همه اقوام ملت ايران در پيروزي آن و مراحل آن حضور داشتند و هيچ كس نمي تواند دستاوردهاي انقلاب را به حساب شخصي و گروهي واريز كند.
رييس جمهور در بخش ديگري از سخنان با بيان اينكه امروز جهان در آستانه تحول و عبور از دوران مادي گرايي و زورگويي است، گفت: دوران سلطه زور به پايان رسيده و دوران فرهنگ و انديشه و گفت وگو آغاز شده و ملت ايران، پيشتاز اين حركت عظيم است.
احمدي نژاد با اشاره به اين كه عطر ياس در فضا پيچيده و ملت ها به سوي انسان كامل و خط امامت و ولايت در حال حركت هستند، اظهار داشت: دولت جديد آمريكا نيز اعلام كرده است كه مي خواهد تغيير ايجاد كند اما بايد بداند كه تغيير واقعي بايد بنيادين و حقيقي باشد.
رييس جمهور با بيان اين كه ملت ايران از تغييرات واقعي
استقبال مي كند و آماده گفت وگو در فضاي عادلانه است، تاكيد كرد: مبارزه با تروريسم برقراري امنيت پايدار، مقابله با سلاح هاي اتمي و كشتار جمعي و مبارزه با موادمخدر از جمله موضوعاتي است كه ملت ايران براي دستيابي و اجراي صحيح آنها برنامه و پيشنهاد اساسي دارد.
احمدي نژاد محاكمه عوامل تجاوز و كشتار در خاورميانه و منطقه را مهم ترين و بهترين راه مبارزه با تروريسم برشمرد و اظهار داشت: براي ريشه كني ناامني، بايد شخص آقاي بوش و همراهان و دولت آقاي بوش محاكمه شوند و اگر مي خواهند جنايت ريشه كن شود بايد در كنار ساير ملت ها سران رژيم صهيونيستي را محاكمه كنند.
رييس جمهور خطاب به دولت جديد آمريكا خاطر نشان كرد: اگر مي خواهيد واقعا با سلاح اتمي مقابله كنيد بايد در كنار ملت ايران باشيد تا شما را راهنمايي كند.
احمدي نژاد با بيان اينكه براي ريشه كن شدن مواد مخدر مي توانند از ملت ايران كمك بگيرند، گفت: براي برقراري امنيت واقعي در جهان بايد اساس ساختار شوراي امنيت به عنوان ريشه ظلم و تبعيض اصلاح شود.
رييس جمهور با تاكيد بر اينكه تحول نيازمند تغيير اساسي در نگاه و رفتار دولت جديد آمريكا است، تصريح كرد: دنيا و ملت آمريكا علاقه ندارند دوران تاريك بوش تكرار شود و سرنوشت
بوش به عنوان بدنام ترين فرد دوران معاصر آينه عبرت براي كساني است كه آرزوي سلطه بر جهان دارند و كساني كه آرزوي اين كار حتي با روش هاي ديگر را در سر دارند، بايد بدانند كه سرنوشتي بدتر از سرنوشت بوش در انتظار آنان خواهد بود.
احمدي نژاد ملت ايران را دوست ملت هاي منطقه و روابط ايران با ملت هاي منطقه را دوستانه و برادرانه دانست و گفت: دشمنان، روابط دوستانه ملت ايران با ملت هاي منطقه را نمي پسندند و اصرار دارند، برخي دولت ها را در برابر ملت ها قرار بدهند و شريك جرم خودشان كنند.
رييس جمهور با بيان اينكه برخي دولت هاي منطقه در دوران اول انقلاب و دوران جنايت صدام اشتباه كردند و بعد پشيمان شدند و ملت ايران نيز با بزرگواري اين مسايل را به روي آنها نياورد ، تاكيد كرد: به نفع سران برخي كشورهاي منطقه است كه از وسوسه هاي شيطاني و صهيونيست ها و قدرت هاي استكباري دوري كنند زيرا ملت ايران پشتيبان شما خواهد بود.
احمدي نژاد با اشاره به اين كه اقدامات برخي سران كشورهاي منطقه در ماجراي غزه دل ملت ها را به درد آورد، گفت: اميدوارم اين افراد بيدار شوند و بدانند كه حركت در مسير مقابل ملت
ها صحيح نيست.
رييس جمهور در بخش ديگري از سخنان خود در اجتماع عظيم مردم تهران در جشن ورود انقلاب اسلامي به چهارمين دهه پيروزي، با اشاره به دستاوردهاي فراوان و عظيم انقلاب اسلامي و با تاكيد بر اينكه در طول 30 سال سرعت ملت ايران در پيشرفت و كار و تلاش روز افزون است، اظهار داشت: برخي مشكلات وجود دارد اما مهم داشتن اراده غلبه بر مشكلات است كه امروز اين مساله و خودباوري در ملت ايران موج مي زند.
احمدي نژاد با بيان اينكه عزت يگانه ملت ايران و رفع تهديد و تحقير هميشگي از سر ملت ايران و ملت هاي منطقه يكي از مهم ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي است، تاكيد كرد: به فضل الهي امروز ملت ايران ابزار قدرت هاي زورگو را در هم شكسته و خودباوري در ملت ايران موج مي زند و هيچ عرصه اي به روي جوانان ايران اسلامي بسته نيست و پيشرفت ها روز افزون است.
رييس جمهور با بيان اينكه امروز به لطف خدا دانشمندان و جوانان ايران اسلامي حصار تحقير و انحصار علمي استكبار را درهم شكسته اند و راه دستيابي به همه قله ها را در اختيار دارند، خاطر نشان كرد: دانشمندان جوان ايران اسلامي امروز همه بخش هاي
سيستم هاي ماهواره اي از جمله ايستگاه زميني، موشك بالابرنده و خود ماهواره را در داخل كشور و با وجود همه تحريم ها ساخته اند و ملت ايران علم را براي صلح و برادري مي خواهد.
احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه انقلاب اسلامي افق نگاه ها را به دور دست انسانيت و معنويت معطوف كرد، گفت: شكوفايي همه استعدادها، اقتدار و شكست ناپذيري ملت ايران از جمله دستاوردهاي انقلاب اسلامي است.
رييس جمهور تاكيد كرد: انقلاب اسلامي اگر چه از ايران آغاز شد و پايگاه آن، دل و انديشه ملت ايران است اما متعلق به همه انسان ها و ملت ها است.
احمدي نژاد با تاكيد بر اين كه ملت ايران به سرعت رو به پيشرفت در بخش هاي مختلف است، گفت: ملت ايران كه صدها سال مرجعيت علمي جهان را در اختيار داشت، به واسطه حضور استعمار آنچنان از غافله عقب افتاد كه هيچ جايگاهي نداشت اما امروز در بخش هاي مختلف دانش از جمله ميزان باسواد، شمار دانشجويان، معالجه بيماران، ساخت انواع داروها و ثبت اختراعات پيشتاز است و به فضل خدا هيچ عرصه علمي براي دانشمندان و جوانان ايران اسلامي به دليل داشتن خودباوري ممنوعه و دور از دسترس نيست.
رييس جمهور همچنين با ارايه آمارهاي مقايسه اي نسبت به پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، سال 84 و دوران فعاليت دولت نهم در بخش صنعت و عمران كشور تصريح كرد: در بخش صنعت، توليد آلومينيوم، مس ، زغال سنگ، سيمان و پتروشيمي ده ها برابر شده و اجراي فعاليت هاي عمراني نيز روز افزون و چند برابر است.
احمدي نژاد بيمه روستاييان، ارايه خدمات ارتباطي و تلفني گسترده، پيشرفت هاي كشاورزي، ساخت سدها و نيروگاه هاي فراوان و توسعه گردشگري را از ديگر موفقيت هاي انقلاب اسلامي در دوره هاي مختلف به خصوص طي چهار سال اخير عنوان كرد.
رييس جمهور در پايان سخنان خود با قدرداني از حضور حماسي ملت ايران و همچنين نسل اول و دوم انقلاب اسلامي، تصريح كرد: امروز نسل سوم و چهارم انقلاب عميق تر و پرشور تر از نسل اول در همه صحنه ها حضور دارند.
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در دهم بهمن 1388 ساعت 22 موضوع جهان | لینک ثابت



در انتخابات سال 2004 که حامد کرزی با 54% آرا پیروز شد. نژاد پرستان باند کرزی در تلویزیون دولتی کشور اینطور تبلیغ کردند که این 54 % پشتونها هستند که به کرزی رای دادند. طبق نظر این باند, انتخابات نشان داد که پشتونها 54% هستند. اگرچه طبق جو موجود در کشور باند فاشیست جا خوشکرده در بین قبایل پشتون مجاز به گفتن هر چیزی هستند. با این گفته ها و برداشتهای چپه وحدت ملی هیچ آسیب نمیبیند بلکه عکس آن خیلی هم محکم میشود. اما ما غیر پشتونها حق نداریم اینطور حرفها بزنیم چون وحدت ملی بشدت آسیب میبیند. بهمین خاطر آقایان معاونان کرزی صاحب احمد ضیا مسعود و کریم خلیلی به این برداشتهای چپه باند کرزی پاسخ ندادند, تا هم وحدت ملی آسیب نبیند و هم پست معاونت شان حفظ شود.
در صورتی که آقایان معاونان باید به این برداشت های نژاد پرستانه وفرهنگ دشمانه پاسخ میدادند و از باند کرزی میخواستند پس این رای های که از ولایات فارسی زبان برای شما جمع کردیم چی شد؟ .برای همه واضح است که این نتیجه گیری نژاد پرستان جا خوشکرده در بین قبایل پشتون به هزار دلیل دروغ و سند سازی است تا اقلیت خود را اکثریت نشان بدهند. اما به همین نتیجه گیری گستاخانه شان نیک بنگریم متوجه میشویم که باعث رسوای خود شان میشود. اگر ما این حرف مفت شان را قبول کنیم معلوم میشود مرزهای قومی در کشور خیلی پر رنگ است. از طرف دیگر تبلیغ میکنند که در افغانستان اقوام مختلف هیچ مشکلی با همدیگر ندارند و با همدیگر زندگی مسالمت آمیزی دارند . حال این پرسش پیدا میشود: اگر راست میگویید به برداشت خود شما از قضایا چرا یک نفر غیر پشتون به کرزی پشتون رای نداده است؟
این حالی است در همان سال 2004 در 6 الی 7 ولایت پشتون نشین شرق کشور دولت کنترل بسیار ضعیفی داشت. اکثریت مطلق پشتونهای این مناطق از طالبان پشتیبانی میکردند. آن در صد پایینی که از کرزی پشتیبانی میکردند از ترس طالبان با در صد بسیار پایین به انتخابات شرکت کردند. نتیجه این شد که کرزی با رای تاجیکها و هزاره های فارسی زبان و ازبکها و ترکمنهای ترک زبان به قدرت رسید.
نتیجه اینکه , کرزی رئیس جمهور فارسی زبانها و ترک زبانها و ملا عمر رهبر پشتو زبانها شد. امروز به همه ثابت شده رهبر واقعی پشتونها همان ملا عمر است. کرزی و باندش در بین پشتونها هیچ اعتباری ندارد. همین حالا در ارتش افغانستان صد سرباز پشتون زبان پیدا کرده نمی توانید. تنها پشتونهای موجود در ارتش همان فرماندهان و افسران هستند بر سربازان دیگر اقوام فرماندهی میکنند. این پشتونها فرمانده 70% افسران ارتش ملی را تشکیل میدهد. این نشان از آن است هیچ پشتونی حکومت کرزی را قبول ندارد. حتی حنیف اتمر فاشیست خواست با چندین میلیارد دالر در ولایات پشتون نشین نیروهای ملیشه سازماندهی کند که هیچ پشتونی حاضر نشد از پشتیبانی ملا عمر دست بکشد و با باند کرزی همکار کند.
وضعیت در انتخابات سرتاسر تقبلی سال 2009 روشن است. در ولایتهای پشتون نشین هیچ شرکت کننده نبود, جزء تعداد محدود طرفدار کرزی, همه پشتونها پشتیبان ملا عمر بودند و انتخابات را تحریم کردند.آن تعداد محدود طرفدار دولت اعلام کردند ما از ترس طالبان جرعت نداریم در انتخابات شرکت کنیم.
در نتیجه باند کرزی تصمیم به تقلب گسترده در انتخابات گرفت. همه صندوقهای رای در مناطق پشتون نشین را به نفع کرزی پر کردند. در دیگر مناطق کشور هم تقلبات گسترده صورت گرفت. ضمن اینکه باید قبول کنیم هزاره ها و ازبکها به سفارش رهبران خود به کرزی رای دادند, که طبق معمول رای شان به هیچ حساب شد!
در اینجا بحال باشند گان اصلی کشور که اکثریت مطلق را تشکیل میدهد باید گریست که چنین رهبرانی داریم که آمال و آرزوهای مان را به یک کرسی چند روزه قدرت میفروشند. این کرسی قدرت گاهی وقتها آنچنان بی ارزش است که بوت باکی به آن شرف دارد. امروز ما بقدری دچار قحط الرجال شده ایم شخصی بی ریشه ای چون کرزی را که در بین قوم و قبیله خود جا ندارد آنرا به ریاست خود برمیگزینیم. باز همان شخص بی ریشه و رانده شده از قبیله را آنچنان بزرگ میکینم که بخود اجازه میدهد هر نوع توهین و دهن کجی به تاریخ و فرهنگ ما بکند.
با آرزوی بیداری بیشتر برای رهبران فرهنگ فروش و ملت آزاده خراسان.
نویسنده: فرهنگ دوست (هروی)
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سوم بهمن 1388 ساعت 15 موضوع مقالات انتقادی | لینک ثابت

پيش از بررسی مقولات هويت ملی و دولت همگانی در افغانستان، فشرده نگاهی به سير کلی و تاريخی آن می افکنيم، تاهنوز برای مفهوم نوين هويت ملی تعريف واحدی بوجود نيامده است و شايد هم تلاشهای قرن نزدهم غرب نتوانست اين مفهوم وسيع و متنوع را در قالب محدود و تنگ بگنجاند و برای آن تعريف معينی پيدا کند. بر مبنای تجارب تاريخی بايد پذيرفت که مفهوم ملت و هويت ملی ثابت و مطلق نيست و دسترسی به آن در جـوامع و حوزه هـای تاريخی، فرهنگی و مدنيتی گوناگون فرق می کند.
اين پروسة شکل گيری در کشورهای اروپايی بمثابة بستر نخستين و گهوارة ملت، دولت ملی و هويت ملی نيز متفاوت بوده و با واقعيتهای تاريخی، فرهنگی و محلی آنها پيوند داشته است. بطور مثال جريان متذکره در انگلستان، فرانسه، آلمان و ايتاليا يکسان نبوده است. در کشورهايی چون ايالات متحدة امريکا، کانادا و آستراليا روند ديگری جريان يافته است و مهاجرين در آن نقش عمده داشتند.
باوجود اين تفاوتهای ملی و محلی، در اروپا جريان مذکور در بستر روشنگری و مدرنيتة رشد و انکشاف جوامع شهری و جدايی دين از سياست در نظام جديد سرمايه داری پديد آمد و مدلهای معين و مشخصی را در کشورهای سابق اروپايی و کشورهای تازه تشکيل امريکا، کانادا و آستراليا بوجود آورد؛ با ريشه های مشترک، شاخ وبرگ رنگارنگی عرضه کرد.
در شرق جريان مذکور بيشتر تحت تأثير فرهنگ و مدنيت کهن سال و شيوة توليد آسيايی قرار گرفت و با جاذبه های اساطيری، مذهب و عناصر فرهنگهای سنتی و عنعنوی ريشه مند دست و گريبان شد.
در کشور روسيه و چين پروسة مدرنيته و جدايی مذهب از سياست در اثر انقلابات سياسی و اجتماعی در قالب نوظهور سوسياليزم بجنبش آمد و مدلهای خاص خود را خلق نمود. اين مدلها نخست در کوره داغ استبداد و ديکتاتوری افتاد و سپس در شوروی سابق با فروپاشی نظام و در چين با تحولات و اصلاحات اساسی روبرو شد؛ ليکن تا کنون بمثابة نکتة اتکا در جلب، جذب و هضم عناصر جهان مدرن، موجوديت و ثبات دارند.
در کشور هندوستان بعنوان متبارز ترين مدل ديموکراسی شرقی پروسة ياد شده بکلی شکل و مضمون ديگری داشت. جنبش مذکور با انگيزة قوی مبارزات ضد استعماری در جريان حرکت ملی استقلال طلبی نسق و قوام گرفت و بر بنيان فرهنگ و مدنيت مشترک و تاريخی هند که از اتحاد مجموع فرهنگهای محلی، زبانها، مذاهب، اقوام، گروه های اجتماعی و طبقات مختلف در بستر پر فراز و نشيب تاريخ شکل گرفته بود، هويت ملی، نظام سياسی و دولت مشترک ملی ساخته شد.
هندوستان در واقع با بازگشت و اتکا به فرهنگ و مدينت تاريخی خود و با نظام سياسی و دولت ملی مخصوص مردم هند وارد جهان مدرن شد و به جذب و پذيرش تکنولوژی، علم و صنعت مدرن پرداخت. چنانکه حالا در عرصه علم طب و تکنولوژی کامپوتر مقام ارجمندی دارد و يکی از قطبهای متبارز جهانی است.
در بيشتر کشورهای عربی، در ايران و در افغانستان تاهنوز هويت ملی، ملت و دولت ملی بر مبنای حقوق مساوی شهروندی، آزادی های سياسی، فرهنگی و اجتماعی و قوانين پيشرفتة مدنی شکل نگرفته است. شيرازة ملت، هويت ملی و نظام های سياسی در اين کشورها بسيار ضعيف و متزلزل است که مثال بارز آن دولت سابق صدام حسين و دولت فعلی عربستان سعودی و غيره بوده می تواند.
ايران بعد از سقوط رژيم شاهی، (که در اثر انقلاب عمومی و مشترک مردم بوقوع پيوست)، بجای حرکت در مسير ساخت نظام سياسی، اقتصادی و اجتماعی پرظرفيت و قابل گشايش، دوباره به همان روش سنتی دورة صفويه در شکل و شيوة ديگر برگشت. فرهنگ و مدنيت تاريخی، تجارب مشروطيت، عناصر مفيد دورة شاهی و تجارب و دست آوردهای بسيار متنوع روشنفکران و توده های مردم را در چوکات تنگ و خفقان آور مذهبی محدود کرد.
به بيان ديگر ديکتاتوری سلطنتی به ديکتاتوری و استبداد مذهبی تبديل شد که نتيجة منطقی آن عدم حضور فعال و شايستة ايران در جهان مدرن و بن بست کورگرة کنونی در سطح ملی است.
در افغانستان بمثابة مرکز تمدن های بزرگ خاصه آخرين مدنيت تاريخی و امپراتوری مشترک خراسانی تيموريان هرات پروسه شکل و شيرازه بندی هويت ملی، ملت و دولت ملی به سبب حوادث و رخدادهای پس از سقوط تيموريان در ابعاد داخلی و منطقوی، بوجود آمده نتوانست.
نخست در قلمرو خراسان بزرگ و در ساحت پرفراخنای امپراتوری فروپاشيدة تيموری حکومات جديدی ظهور کردند و دورة جنگهای خونين سياسی و مذهبی در بين دولت صفوی ايران و شيبانی ماوراءالنهر دامن گستر شد. بعد از آن حرکات قبايلی، جنگهای عشايری و رقابتهای هستی سوز قومی در ساحت افغانستان کنونی بجريان افتاد و فرهنگ و تمدن پربار تاريخی اين سرزمين در قالب پرعصبيت، خشن و بس محدود و ابتدايی قبايلی گرفتار آمـد؛ به اين صـورت از حـرکت، تپش و بالندگی افتاد.
بعد از تشکيل دولت ابدالی و در عهد امارات اميران مستبد و خود کامه هيچ زمينه و فرصتی برای رشد و انکشاف سياسی، اقتصادی و فرهنگی فراهم نشد و پروسة روشنگری و عصری سازی جامعة بر محور فرهنگ و مدنيت تاريخی اين سرزمين تبارز يافته نتوانست. دورة اصلاحات امان الله خان بسی کوتاه بود و با سيطرة استبداد نادرخان بتاريخ پيوست.
در دورة طولانی سلطنت ظاهرخان اوقات طلايين به تنبلی و خوابزدگی گذشت و دهة قانون اساسی نمايش ناموفقی بيش نبود. درعهد جمهوری داوود خان جامعه در درون ساخت سياسی مبهم و متزلزل آزمايشی خشکزده بود و استراتيژی روشنی وجود نداشت. بعد از کودتای ثور 1357 دوران درازدامن خون و خشم، رزم و پايداری آغاز شد و جامعه در زنجيز ميکانيزم جنگی مغلول گرديد. در اين جريان دولتهای ايدئولوژيک و حزبی و سپس جهت ديگر اين ميکانيزم جنگی ، حکومتهای مجاهدين و طالبان بنمايش آمدند.
از نگاه تاريخی، داخلی، منطقوی و بين المللی هرگز در افغانستان زمينه و فضا برای جريان روشنگری و رشد و پرورش پروسة ساختارسازی، احيا و باز سازی فرهنگ و مدنيت تاريخی، شيرازه بندی هويت ملی و تشکيل دولت همگانی فراهم نشد.
بعد از انقلاب اکتبر 1917 در روسيه، بخصوص پس از جنگ جهانی دوم دنيای دوقطبی مدلهای بس متناقضی را به جهان عرضه نمود و اين، حرکات روشنفکری را از مسير اصلی و طبيعی شان منحرف کرد که نتيجة آن در افغانستان کودتای ثور و حرکات تندروانه و واپسگرايانة افراطيون می باشد. در همسايگی شرقی ما با تشکيل کشوری بنام پاکستان، ديکتاتوری استعمار زدة نظاميان سيطره يافت. همساية غربی ما ايران اول بدام ديکتاتوری شاهی و بعد بچنگ استبداد مذهبي افتاد.
به اين صورت هيچ نسيم آزاد، سازنده و خوش پيامی از شرق، غرب و شمال بر بوستان آفت زده و سوختة کشور وزيدن نگرفت؛ هرچه آمد ايدئولوژی های ناسازگار و متناقض و مدلهای بيگانه با واقعيتهای داخلی و شرايط ملی ما بود.
اين جريان بعد از کنفرانس بن تنوع و گسترش بس افزون يافت و افغانستان به لابراتوار مدلها، سليقه ها، رقباتهای منفی و کشاکشهای منطقوی و بين المللی تبديل گرديد که دست آورد آن بحران عمومی، نا امنی مزمن، فساد سرسام آور اداری، قاچاق مواد مخدر، تسلط مافيا بر حکومت و کشور و اشغال نظامی افغانستان است.
حالا وقت آنست که بخود آييم. در سطح جهانی و منطقوی تغيير و تحولات شگرفی پديد آمده است. در گسترة فروپاشيدة جهان دوقطبی باز قطب های جديدی در حال پيدايش جای مناسب خود اند؛ در همسايگی شمال ما دولتهای نوتشکيلی بوجود آمده اند؛ سياست سنتی پاکستان مبنی بر ايجاد آشوب و بحران در افغانستان ديگر برّشی ندارد؛ در ايران جنبش اصلاحات از بتن جامعه جوشيده است.
با درس عبرت از جنگهای ويرانگر جهانی، سران جهان و منطقه در تعادل نسبی قطبين می بايست بسوی گشايش گره های کور، ميدان دادن به جنبش ها و حرکات مترقی، صلح جويانه و سازندگی و تنش زدايی عمومی گام بردارند، ورنه بحران اقتصادی، محيط زيست و امنيتی حل شده نخواهد توانست و اين مژدة ضرورت نظام های باز و گشاده تر را به ارمغان می آورد و زمينه را برای پروسة روشنگری و تحولات نوين در کشورهای ماقبل مدرن آماده تر می کند.
بعد از تجارب بس متنوع و شکست مدلهای وارداتی در افغانستان، برای رسيدن به هويت ملی و دولت همگانی می بايست به منابع ارزشمند تاريخ و مدنيت خودی دست يابيم و گوهرهای گزيده و سفته شدة آنرا در پوتو علم و تکنولوژی جديد خوب صيقل دهيم؛ زبان مشترک اين مدنيت و فرهنگ تاريخی يعنی دری را که در بين تاجيکان، هزاره ها، ازبکان، ترکمنها، بلوچها و پشتون ها (خاصة پشتون های حوزة غرب، کابل، شمال، شهرنشينان جنوب و شرق و قشر تحصيلکرده) رواج دارد "بعنوان وسيلة روابط عمومی"، رشد و توسعه بخشيم.
اين زمانی در افغانستان ميسر است که در جريان درازدامن ساخت و ساز هويت ملی و دولت قوی همگانی، در پرسة ساختار سازی جامعة مدنی و در زير چتر فراخ و سازندة دولت مرحلة گذار در بين تمام اقوام و ساکنان اين کشور بر مبنای حقوق مساويانة شهروندی اعتماد و اتحاد لازم بوجود آيد. ساختار اين دولت بر مبنای قانون اساسی مردمی و قوای سه گانة سالم، مستقل، فعال و مورد حمايت و اعتماد مردم شيرازه و ثبات خواهد يافت.
اين جريان نخست می تواند در حوزه های متنوع تاريخی و فرهنگی بهم ادغام نشده موجود در بين اقوام عمدة کشور رشد و قوام يابد و در پروسة طولانی رشد و انکشاف سياسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به باور مشترک و همگانی تبديل شود. تلاش بيهوده در راه هويت ملی تقلبی و مصنوعی و دولت مرکزی تک قومی وابسته چونانکه طی سده های اخير هرگز موفق نبوده است، حالا هم بی نتيجه است.
هرنوع ديکتاتوری، استبداد و سلطة قومی در زير هر نام و نشانی، جريان رشد و توسعة سياسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه را متوقف می سازد و رسيدن به هويت ملی و دولت مشترک ملی را نه تنها به عقب می اندازد؛ بلکه توصل به آن را ناممکن می نمايد.
نویسنده: رسول پویان
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سوم بهمن 1388 ساعت 15 موضوع مقالات انتقادی | لینک ثابت



جنایت کاران و ترورستان باز هم در کابل فاجعه آفریدند. این فاجعه آفرینی ها پاسخ های مکرر و متواتر طالبان به پیشنهاد های مذاکره آقای کرزی بوده است.
با گذشت هر روز وضیعت سیاسی–نظامی کشور و به ویژه موقعیت اجتماعی–سیاسی و نظامی دولت کرزی نشان داده که طرح مذاکره با طالبان یک امر خیالی و تیرانداختن در تاریکی است. گذشت هشت سال روشن گردانید که طالبان قدرتمند نشده اند بلکه این دولت کرزی است که به طور روز افزون ضعیف و ناتوان شده و روز تا روز از پشتیبانی مردم محروم میگردد. عوامل ضعف اداره کرزی همان فساد بی حدو حصر، بی برنامه گی در اداره مملکت، عدم تعهد و تخصص و دهها مسله دیگری است که به آنها به طور مفصل پرداخته شده است.
طرح مذاکره با طالبان غیر عملی و بسیار مسخره است. برای اینکه بدانیم که چرا غیرعملی و مسخره آمیز است باید چند مسله را واضح سازیم:
در قدم نخست طرف مقابل باید آدرس مشخص داشته باشد و ثانیا او را خوب بشناسیم.
دوم قبل از وارد گفتگو و مذاکره شدن باید اجندا و طرح های مشخص وجود داشته باشد.
و سوم اینکه از کدام موضع باید وارد مذاکره با دشمن شد؟
چهارم خواست ها و پیشنهادات و توقعات طرف مقابل باید درست مورد مطالعه قرارگیرد.
این ها و بسا موضوعات دیگر در مورد مذاکره با طالبان از طرح دولت غایب است.
آقای کرزی بدون فهم درست و دید دقیق از اوضاع آشفته کشور همیشه شعار مذاکره با طالبان را بلند نموده است و برعکس طرف مقابل بر میزان انتحار، انفجار و جنایت و وحشت خود بیشتر افزوده است. دولت کرزی بدون در نظر داشت منافع ملی کشور در صدد احیای منافع قومی و سمتی خود حرکت میکند. او میخواهد با این نوع معامله گری ها اندیشه های متحجر و قرون وسطایی را بدون درنظر داشت خواست عامه مردم با عصر حاضر آشتی بدهند. طالبانی که به هیچ یک از اصول و قوانین بین المللی و انسانی پابند نیستند و بیشتر شان متهم به جنایات ضد بشری اند. این حرکت ضد ملی زمینه یک جنگ تمام عیار را تقویت می نماید. مذاکره با طالبانی که در صدد احیای امارت اسلامی اند و دیدگاه های متحجر و افراطی از دین و اسلام دارند و ترور وحشت از جمله اهداف معمولی شان پنداشته میشود و ثانیا تا حال هیچ گاهی به پیشنهاد های کرزی جواب مثبت نداده اند و ثالثا هر زمانیکه کرزی پیشنهاد مذاکره را داده است با حملات انتحاری پاسخ گفته اند.
طرح این نوع مذاکره های میان تهی و مسخره آمیز خود نوعی حمله انتحاری و مداری بازی بر ضد منافع کشور است. شعار های مذاکره با طالب بدون صداقت و شناخت دقیق از دشمن خود نوعی قربانی نمودن مردم و منافع ملی در پای گروهگ ترورستی طالبان میباشد.
به نظر بیشتر آگاهان امور سیاسی، شعار های میان تهی مذاکره با طالبان از موقف ایکه فعلا دولت کرزی در آن بسر میبرد یک خیال واهی بیش نیست. وقتی طالب توانایی نفوذ در اعماق پایتخت را دارد و میتواند به سادگی به دروازه های ارگ خود را برساند. چگونه ممکن است با این دولت ضعیف که چند روزی را بدون حضور نیروهای خارجی به بقای خود ادامه داده نمی تواند گفتگو و مذاکره نماید؟
وقتی جامعه جهانی برای دولت کرزی شش ماه ضرب العجل برای محو فساد تعیین می نمایید و اداره کرزی را فاسد ترین دولت در سطح جهان معرفی مینماید، چگونه ممکن است طالبی که بیشتر ولسوالی ها و حتی ولایت را درست دارند و نیز حمایت مردم محل را باخود دارند حاضر به مذاکره شوند؟
مذاکره با دشمنی مانند طالب ترورست زمانی میتواند عملی باشد که دولت در موقف قوی تر و بالاتر از آنها قراداشته باشد. طالب زمانی به مذاکره حاضر خواهد شد که آدرس آنها در سرحدات پاکستان یافت شود، نه در داخل هوتل سرینا و دروازه های ارگ ریاست جمهوری.
یگانه راه پذیرش مذاکره از جانب طالب ها همان فشار نظامی و موقف شکست خورده آنها است که میتواند دشمن را به میز مذاکره بکشاند، نه شعار های میان تهی و ضعف روز افزون.
شعار میان تهی مذاکره باطالبان در شرایط کنونی غیر عملی و بدون کوچکترین دست آوردی خواهد بود.
هنوز مشخص نشده که طالبان برادر و دوست اند و یا دشمن و ترورست. این چیزیست که همیشه در زبان و گفتار دولت به خوبی مشاهده شده است. بعد از فاجعه روز دوشنبه که در اطراف ارگ ریاست جمهوری رخ داد، وزیر داخله آقای اتمر و سخنگوی دولت، طالبان را گروه وحشی و جنایت کار خطاب کردند. ولی روز بعد از طالب ها بعنوان برادان آذرده خاطر یاد شد.
این نوع سیاست های غلط، عوام فریبانه و حتی جنایت کارانه اداره فاسد کرزی باعث تضعیف انگیزه جنگ و مبارزه در خط مقدم جنگ شده است. وقتی ریس دولت طالب را برادر میخواند سرباز با کدام انگیزه در خط مقدم با دشمن بجنگد؟ وقتی سرباز و ریس جمهور همصدا و هم فکر نباشند چگونه ممکن است با دشمن جنگید؟
وقتی طالب با انفجار و انتحار و قتل دها بی دفاع و بی گناه موقتا گروه وحشی خطاب میشود، ولی روز سوم دو باره برادر خطاب میشود، این خود نشان دهنده این است که این جنگ یک جنگ بی مبنا و بی مفهومی است که خون صد ها سرباز به خاطر هیچ میریزد.
یکی از ضعف های اصلی در جنگ رویاروی با دو شمن همین سیاست مذاکره با طالبان بوده است که دولت کرزی درآن هیچ گاهی صداقت واقعی و عملی از خود نشان نداده است.
و حرف آخر اینکه از موضع ضعف وارد مذاکره شدن و یا شعار مذاکره را سردادن به جز خیال بافی، عوام فریبی و شکست، دیگر هیچ سودی نخواهد داشت. طرح مذاکره با دشمن ترورست پیشه زمانی میتواند معنی و مفهوم پیدا کند که دشمن خیال حمله انتحاری را در هوتل سرینا، وزارت عدلیه و بلاخره ارگ ریاست جمهوری از سردو کند و آدرس جغرافیایی شان در مرزهای افغانستان و پاکستان بدست بیاید، نه در جاهای دیگر.
نویسنده: کامیار
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در سوم بهمن 1388 ساعت 14 موضوع مقالات انتقادی | لینک ثابت
متاسفانه رای نیاوردن وزیران قوم هزاره ربطی به ما نداشت که اینطور بخش نظرات این وبلاگ را بمباران شیمیایی کردید.!
پر واضح است که حکومت یک حکومت پشتون است و هزاره های گرامی چه توقعی داشتند از این بیشتر؟
گمانم فریب خوردند. با پست معاونت ریاست جمهوری یا نفر سوم شدن آقای بشر دوست در انتخابات.
و اما با توهین به یک شهید که بخواهید یا نخواهید قهرمان ملی لقب گرفته یا با توهین به مجاهدینی که اکنون جان و کشورتان را مدیون آنها هستید ، چیزی تغییر نمیکند . شما همت کنید و از جلد قدیمتان بیرون بیایید . شما تغییر کنید تا جهانتان تغییر کند.
در هر صورت ما و خصوصا" مدیریت این وبلاگ در این جریانات دستی نداشتیم.
پس لطفا" به شخصیت انسان ها احترام بگذارید و دیگر اینطور از تنها نعمتی که خدا برایتان در نظر گرفته ( زبان) در راه غلط استفاده نکنید.
حالا اگر جوابی در خور هم به این چند نفر یاوه گوی بزدل داده شود متاسفانه طرف توهین گروهی از مردم افغانستان که قوم هزاره هستند قرار خواهند گرفت. پس به همین مقدار بسنده میکنیم .
به امید اصلاح عامه....
نوشته شده توسط ::دختران اصلاح طلب :: در بیست و دوم آبان 1388 ساعت 0 موضوع | لینک ثابت
About

دکتور عبدالله ادامه دهنده راه وآرمان های قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود و انتخاب ملت آگاه افغانستان است
000000000000000000
دیدن سایت ما را فراموش نکنید
www.omid.af
سایت دکتور عبدالله:
www.change-hope.com
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
جهان
مقالات انتقادی
زندگینامه داکتر عبدالله عبدالله
داکتر عبدالله ادامه دهنده راه و آرمان مسعود شهید
چرا داکتر عبدالله؟
مصاحبه ها
میراث ماندگار یک ریس جمهور
افغانستان، انتخابات،ضرورت ها و راهکارها
در این نظر سنجی به عبدالله رای دهید!
چرا از داکتر عبدالله حمایت میشود؟
نظر آقای عبدالله در مورد فاجعه بغلان
نگاهی به نظر تهی از لطف خانم فرشته نظری درباره ی..
پیام دختران دانشگاهی افغان در حمایت از "عبدالله"
گالری عکس
کارنامه داکتر عبدالله
مقالات انتخاباتی
شعار ها
از فرمایشات آقای عبدالله
دیدارهای مردمی با دکتور عبدالله
دوستانی که به ما در تبلیغ برای آقای عبدالله کمک کردند
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب

POWERED BY